.
+ نوشته شده در یکشنبه 21 مرداد1386ساعت   توسط ماهور
در کنار خوشه ی انگور گوشواره های تو در جستجوی پاییز بودند
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم.
خیالگونه
در نسیمی کوتاه
که به تردید می گذرد
خواب اقاقیاها را
بمیرم.
□
می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم.
در باغچه های تابستان،
خیس و گرم
به نخستین ساعات عصر
نفس اطلسی ها را
پرواز گیرم.
□
حتا اگر
زنبق کبود کارد
بر سینه ام
گل دهد -
می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم در آخرین فرصت گل،
و عبور سنگین اطلسی ها باشم
بر تالار ارسی
به ساعت هفت عصر.
شاملو