تبليغاتX
ویان
در کنار خوشه ی انگور گوشواره های تو در جستجوی پاییز بودند

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 18:46  توسط ماهور  | 


 

به من

برخورد!

حرف هایش که نه ،

شانه اش!

.

.

.

گاهی

با من

 راه

می آمد

گله ای نداشت

از این راه

طولانی ِ

بی بازگشت

نمی دانم

" چرا "

از من گذشت

بی هیچ حرفی ،

این زندگی

.

 

 

 

 

پ.ن :  نسرین جان وبلاگت رو حذف کردی!؟
کجا بردی حس سبز شعر هات رو ، اون نگاه آرام و روشنی که در تک تک واژه هایت بود؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 9:32  توسط ماهور  | 

 

 
 

این جا لحظه ها
چه تنهاست

.

.

.

صدا زدم ، کجایی!؟
نمی بینمت!

ــ همین جا روی خطوط باریک حوصله نشسته ام
تاب می خورم! 

امتداد زندگی را بگیر و بیا ...

یکی ازاین روزها به من می رسی،
من در ایستگاه جا مانده ام.
 

  

 

 

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 8:12  توسط ماهور  |