بگفتم شمس تبریزی کیی ؟ گفت ! " شمایم من شمایم من شمایم "
یعنی همیشه همین طور بوده ام. «چطور؟!»
یعنی همیشه حواسم به همه بوده؛ که مثلا کی چه می گویدکی غصه می خورد،کی دلتنگ و از روزگار خسته است! یا کی امید ِ زندگی درآغوشش کشیده تا من در عین خستگی، با لبخندی به روی خودم نیاورم و او رضایت مرا احساس کند.
و هر بارحواسم به حرفهاشان بوده به اینکه چه وقت کسالت رنگ از رخسارشان برده یا نبرده،
خلاصه اینکه هرجا و هرکسی هر طور بوده من خودم را رسانده ام تا او را درک کنم!
تو رادلداری بدهم او را دلداری بدهم. و در نهایت ِشاید نیاز به کمی دلگرمی، به تو یا او امید ببخشم.
بذارید من هم حرفم را بزنم. کمی خودم باشم! گفتن اینها که خودپسندی و غرور نیست.
همیشه که نباید مطابق میل و پسند شما بگویم یا نگویم، بخواهم یا نخواهم.
کاش یکی این تره را برای من خُرد می کرد!

