ویان
درکنار خوشه ی انگورگوشواره های تو درجستجوی پاییزبودند
.
ما چقدر تنهاییم.
+
نوشته شده در سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 0:10 توسط سهیلا.دولتشاهی(ماهور) |
به دور فکر می کنم
به شبنمی با پیراهن سفید
احساس می کنم
راه باریکی در دلم باز شده.
غلامرضا بروسان /
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
پیوندهای روزانه
*وبلاگ های خودم*
شکوفه های گیلاس
به همین سادگی
وقتی در باد مرا صدا زد، لیلا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشتههای پیشین
آذر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۱
فروردین ۱۴۰۰
دی ۱۳۹۹
اردیبهشت ۱۳۹۹
آبان ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۱
پیوندها
******
رنگ های رفته دنیا
کفشهایم کو؟
احمد رضا احمدی
توکا نیستانی
تا نبض خیس صبح
نقاش خيابان نور
من يار مهربانم
علی درویشی3
حال و روزنوشت
مثل درخت در شب ِباران
بركرانه جهان(ترجمه هايكو )
باغ آينه
غير ممكن است!
هایکو
دل نوشته ها
نمي دونم عزيز
مايلا
جلوت و خلوت یک نیمکت
حوض ماهي
پابرهنه تا ماه
سوتیتر
ايگناسيو
محاکات(بهزاد -الف)
پروانه های کهربایی(م.نهانی)
بوته ی شمعدانی
وقتی که خواب کم می آورم
مریم اسحاقی
کافه کافکا
شبهای سپید(ف.ک عزیز)
جوادسعیدی پور(مینیمال وطرح)
کوچه شمعدانی ها(شمیم عزیزی)
شمیم عزیزی
من که بودا نیستم
جلددوم
آنات (سایت تخصصی شعرکوتاه ایران و جهان)
ساسو (sasoo)
کافه (نعنا)
مشق شکسته
اتاق آخر
سنگچین
نی لبک
مرا با تو سخني است
چای تلخ
سینمای ما
BLOGFA.COM